چه هنگام میزیستهام؟ کدام مجموعهی پیوستهی روزها و شبان را من... بگذار بر زمینِ خود بایستم بر خاکی از بُرادهی الماس و رعشهی درد. بگذار سرزمینم را زیرِ پای خود احساس کنم و صدای رویشِ خود را بشنوم: رُپرُپهی طبلهای خون را در چیتگر و نعرهی ببرهای عاشق را در دیلمان وگرنه چه هنگام میزیستهام؟ کدام مجموعهی پیوستهی روزها و شبان را من؟ احمد شاملو - ترانههای کوچک غربت