مرضیه و خاطره یک عکس

   چهلمین روز درگذشت غلامحسین بنان است و جمعیت زیادی برای بزرگداشت او در امامزاده طاهر کرج جمع شده اند.هنرمندان و هنردوستان همه آمده اند- چهره های آشنای خوانندگان و هنرپیشگان زیادی که چندسالی است جای خود را روی صفحه تلویزیون و پرده سینما به قهرمانان انقلابی و بازیگران جمهوری اسلامی در سال های بعد از انقلاب ۱۳۵۷ داده اند در لابه لای مردم دیده می شود؛ محمدرضا شجریان، سیاوش کسرایی، قوامی، سلی و ... چهره های آشنایی اند که در میان نگاتیو عکس های آن روز پیدا کرده ام.
   از انبوه مردمی که در سالن امامزاده اجتماع کرده اند و به سخنرانی یکی از متولیان مراسم درباره بنان گوش می دهند جدا می شوم و به عادت کنجکاوی عکاسانه، به گوشه و کنار گورستان سرک می کشم.
خانم مرضیه را در کنج آرامی از گورستان به طور اتفاقی پیدا می کنم که در حلقه یاران نشسته است.این دومین بار است که او را از نزدیک می بینم. بار اول در اردوی تابستانی دانشجویان دانشگاه تهران بود به سال ۱۳۵۵ در بابلسر، که مرضیه برای دانشجویان دختر و پسر می خواند و آنها با بوی جوی مولیان با او هم آواز می شدند.
   حالا مرضیه آن سالهای شور و عاشقی، آرام، در جامه ای از سر تا به پا سیاه، در میان جمعی از آقایان همسن و سال خودش که همگی به دور او ایستاده اند، روی صندلی و در فضای سرد گورستان امامزاده طاهر نشسته است.
   به آرامی نزدیک می روم و سلام می کنم. ظاهرا خلوت آن جمع دوستان قدیمی را بر هم زده ام و احساس خوبی ندارم.در این جور مواقع، اگر مزاحمت عکاسانه را همردیف محرمیت دکترانه بدانی، تا حدود زیادی قضیه حل است!مرضیه سیگاری دود می کند و بعد از هر پکی که می زند، آن را به دست یکی از آقایان که در کنارش ایستاده می دهد که او برایش نگه دارد تا پکی دیگر.
   مستجاب الدعوه، مجری قدیمی و قبل از انقلاب قرعه کشی بلیت های بخت آزمایی نیز یکی از همین افراد ایستاده در جمع است.پس از مدت کوتاهی حضور من فراموش می شود و جمع دوستان قدیمی به گفت و گوی خود ادامه می دهند.در فاصله سکوتی که برقرار می شود، خانم مرضیه نگاه کنجکاوانه ای به من جوان عکاس می اندازد که با سلام و احوالپرسی دوباره از او خواهش می کنم که اگر موافق باشد عکسی از او به یادگار در کنار مقبره بنان بگیرم.نگاهی دوباره به من می اندازد و چیزی نمی گوید و دوباره با دیگران مشغول صحبت می شود.
   روی سکوی سیمانی نشسته ام و آرام آن جمع را نگاه می کنم. گاهی نصف کار عکاسی، صبر است؛ انگار باید همچون جزیی از فضا شوی و فقط انتظار بکشی.شاید نیم ساعتی می گذرد. ظاهرا صحبت های جمع به پایان رسیده. خانم مرضیه نگاهی به من می کند و می گوید: "بلند شو برویم عکس بگیریم."پهنه گورستان را تا کنار قبر بنان، او از جلو و من به دنبالش، طی می کنیم. بعضی از مردم که او را شناخته اند با هیجان و ناباوری جلو می آیند، سلامی می کنند و برخی از او امضا می گیرند.
   مرضیه کنار قبر بنان می ایستد و من در مقابل او در آن سوی دیگر.کلیک!از این صحنه فقط یک عکس گرفته ام.مرضیه زیر لب چیزی می گوید، نمی دانم طلب آمرزش می کند یا برای آخرین بار، یاد از یار مهربان.
   کامران جبرئیلی - دوبی- ۱۴ اکتبر ۲۰۱۰

مرضیه

بی بی سی فارسی {click }

آزرده ایم

   می شنویم « حیف » از آلبوم آشنایی بانو هایده را { click }:
حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد
خونۀ تو گوشۀ زندون واسه من بود و بس !
عشق تو یک خواب پریشون واسه من بود و بس
روز رو لبام خنده بظاهر اگه جون میگرفت
شب که میشد چشمای گریون واسه من بود و بس
حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد
وای نگو نگو دِلا قدرتو می دونه
پیر اگه بشی دیگه با تو نمی مونه
باز ملامتش نکن چشمای گریونم
اون که از نگاه تو چیزی نمی خونه، چیزی نمی خونه
حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد
وای نگو نگو دِلا قدرتو می دونه
پیر اگه بشی دیگه با تو نمی مونه
باز ملامتش نکن چشمای گریونم
اون که از نگاه تو چیزی نمی خونه چیزی نمی خونه
حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد
حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد
حیف حیف که عمرم بپای تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد 

   برای:
   منصور حلاج
   و همه موزیسین ها، هنرمندان و کسانیکه دغدغه فرهنگ این کشور را داشته اند و دارند
   و
   همه کسانیکه برای تعالی و آزادی این کشور کوشیدند
   برای مشروطه خواهان،
   دکتر مصدق و یارانش
   عقلای انقلاب ۵۷
   شهدای استقلال و عزت ایران
   و برای
   دانشجویان و جوانان ایران
   و برای تک تک خانواده بزرگ جنبش های مدنی ایران از آغاز تا کنون
   و اسیران و دربندان و آنها که با خونشان درخت رهایی را آبیاری کردند
   حیف از عمر و جوانی ای که هدر رفت بپای...

« کنسرتی که اجرا نشد » امشب در برنامه آپارات بی بی سی فارسی

   http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/09/100929_aparat39.shtml:
   فیلم کنسرتی که اجرا نشد ساخته بهمن فرمان آرا، فیلم ساز شناخته شده ایران است. این فیلم مستندی است در باره پرویز یا حقی که از مشهور ترین آهنگسازان و نوازندگان ایران که پس از انقلاب به انزوا رفت.پرویز یا حقی ۷۵سال پیش در سی و یک شهریور سال ۱۳۱۴ به دنیا آمد. او از جوانی پای ثابت برنامه گل های رادیو بود. چند تن از خواننده های قبل از انقلاب مثل مهستی، حمیرا و مرضیه، با ترانه های او معروف شدند و با صدای ویلون اش خیلی ها دل به موسیقی ایرانی بستند. او بعد از پیروزی انقلاب گوشه گیر شد، گرچه موسیقی اش هیچ وقت گوشه نشین نشد. پرویز یاحقی در یازدهم بهمن ماه سال ۸۵ درگذشت. فیلم نگاهی دارد به زندگی او از زبان خودش و در واپسین سال های عمرش.
   نظر کارگردان درباره فیلم:
   این فیلم حدیث یک نسل است که بعد از انقلاب بدون هیچ توضیحی و دلیلی ممنوع کار شدند. بیشتر شاید به دلیل اینکه مشهور بودند و مردم را یاد مسایل دیگری می انداختند. پرویز یاحقی در ۲۸ سال زندگیش بعد از انقلاب هیچ وقت اجازه کار و برگزاری کنسرت نگرفت. اما او با توجه به اینکه امکان خارج شدن از ایران را داشت و می توانست در لس آنجلس برود و پول فراوانی بگیرد، نرفت و در ایران ماند و تاون عشق اش را داد.
   پرویز یاحقی فیلم هایی را از تنهایی خودش گرفته بود که کمتر کسی حاضر است از خلوت خودش و خانه اش به صراحتی که در این فیلم می بینیم، فیلم بگیرد و آن را با مردم در میان بگذارد. او اعتقاد داشت اثری از خودش و از زبان خودش داشته باشد. او این فیلم ها را به من داد و از من خواست که اگر به کار آمد استفاده کنم. این فیلم به یاد اوست که یک دوست بود .
   درباره کارگردان:
   بهمن فرمان آرا در سال ۱۳۲۰ در اصفهان متولد شد. فرزند دوم خانواده از چهار برادر و یک خواهر است. کسب و کار خانوادگی اشان نساجی بود. آقای فرمان آرا فارغ التحصیل از مدرسه هنرهای دراماتیک لندن و کارگردانی سینما از دانشکده کالیفرنیای جنوبی است. او پس از تحصیلات اش به ایران بازگشت و به رادیو و تلویزیون ملی ملحق شد، وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۵۰ با کارگردانی فیلم های مستند و کوتاه آغاز کرد. در کارنامه او بیش از ۱۵۰ برنامه سینمایی به عنوان تهیه کنندگی و کارگردانی به همرا دو فیلم مستند کوتاه به چشم می خورد. شروع فعالیت سینمایی بهمن فرمان آرا با فیلم خانه" قمرخانم" به عنوان کارگردان در سال۱۳۵۱ است .اما آقای فرمان آرا در فیلم شازده احتجاب قابلیت کارگردانی خودش را نشان داد و این فیلم معتبرترین جوایز سینمای ایران در آن سال ها را کسب کرد این فیلم در جشنواره کن نیز همان سال به نمایش در آمد. وی پس از ساخت این فیلم برای مدتی به عنوان تهیه کننده به فعالیت پرداخت و در شرکت گسترش صنایع فیلم ایران، فیلم های از موج نو سینمای ایران را تهیه کرد. فیلم هایی مثل ملکوت ساخته خسرو هریتاش، کلاغ ساخته بهرام بیضایی، گزارش ساخته عباس کیارستمی و شطرنج باد ساخته محمدرضا اصلانی. فیلم پرفروش در امتداد شب ساخته پرویز صیاد هم از جمله فیلم هایی بود که توسط او تهیه شد.پس از آن بهمن فرمان آرا فیلم سایه های بلند باد را ساخت که هم در زمان حکومت شاه و هم پس از انقلاب اجازه نمایش پیدا نکرد. او سپس از ایران خارج شد و در امریکا به فعالیت های سینمایی اش ادامه داد و به توزیع و پخش فیلم های برجسته سینمای جهان پرداخت.او ده سال بعد به ایران برگشت و تلاش کرد که فیلم بسازد اما تا ده سال پس از ورودش به ایران به اجازه فیلم سازی داده نشد. اما در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی او سرانجام توانست بار دیگر اجازه فیلمسازی بگیر د و از آن زمان تاکنون چهار فیلم بلند ساخته است. فیلم هایی مثل بوی کافور عطر یاس، خانه روی آب، یک بوس کوچولو و خاک آشنا.کنسرتی که اجرا نشد، تازه ترین فیلم بهمن فرمان آراست.
   ویژگی فیلم:
   فیلم" کنسرتی که اجرا نشد " در مقایسه با خیلی فیلم های مستند درباره زندگی آدم های مشهور از اجزا و عناصر تصویری محدودتری بهره گرفته است. اما این عناصر طوری در کنار هم قرار گرفته و انسجام پیدا کرده که به خوبی می تواند تصویری از شخصیت پرویز یاحقی و انزوایی که دراین سال ها پیرامونش را فرا گرفته بود، ارایه بدهد.فیلم از ریتمی ساده و روان برخودار است که این ریتم با محتوای فیلم همخوانی دارد و فیلمساز لابه لای معرفی شخصیت اصلی کنجکاوی بیننده را برای شناسایی صاحب یک صدا تحریک می کند و بیننده به تدریج در جریان یک ماجرای عاشقانه هم قرار می گیرد.