عشق را بی‌خویش بردی در حرم - استاد شجریان

در دل و جان خانه کردی عاقبت / هر دو را ویرانه کردی عاقبت
آمدی کآتش در این عالم زنی / وانگشتی تا نکردی عاقبت
ای ز عشقت عالمی ویران شده / قصد این ویرانه کردی عاقبت
من تو را مشغول می‌کردم دلا / یاد آن افسانه کردی عاقبت
ای دل مجنون و از مجنون بتر / مردی مردانه کردی عاقبت
عشق را بی‌خویش بردی در حرم / عقل را بیگانه کردی عاقبت
شمع عالم بود عقل چاره گر / شمع را پروانه کردی عاقبت
جان جانداران سرکش را به علم / عاشق جانانه کردی عاقبت

زمان: 4دقیقه و 58 ثانیه - دانلود: { click }

این شعر به صورت تصنیف در آلبوم « دل مجنون » که حاصل همکاری های بیاد ماندنی استاد شجریان و داریوش پیرنیاکان است و همچنین در کنسرت پاریس با پرویز مشکاتیان اجرا شده.اما آنچه که اینجا تقدیم شده، اجرای آوازی آن است با همراهی نِی که بصورت رسمی منتشر نشده. آواز با تحریر « یارا » آغاز می شود که در کارهای استاد نادر است. ضمن اینکه این اثر تماماً بم خوانی است و این ناحیه از صدای استاد کمتر شنیده شده و در نوع خود کم نظیر است.

دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت - استاد شجریان

آواز ( غزل حافظ )
خرم آن روز كزين منزل ويران بروم / راحت جان طلبم وز پى جانان بروم
گرچه دانم كه به جائى نبرد راه غریب / من به بوى سر آن زلف پريشان بروم
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت / رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم
چون صبا با تن بيمار و دل بى طاقت / به هوادارى آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت / با دل زخم كش و ديده گريان بروم
نذر كردم گر ازين غم بدر آيم روزى / تا در ميكده شادان و غزل خوان بروم
به هوادارى او ذره صفت رقص كنان / تا لب چشمه ء خورشيد درخشان بروم
تازيان را غم احوال گرانباران نيست / پارسايان مددى تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ نبرم ره ز بيابان بيرون / همره كوكبه ی آصف دوران بروم

تصنیف ( غزل حافظ )
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم / همراز عشق و همنفس جام باده ایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند / تا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایم
چون لاله می مبین و قدح در میان کار / این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
کار از تو میرود مددی ای دلیلِ راه / انصاف میدهیم و ز راه اوفتاده ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای / ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست / نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم

دانلود
{ click }

نذر حافظ: نذر كردم گر ازين غم بدر آيم روزى / تا در ميكده شادان و غزل خوان بروم!