به ياد درويش خان

   نماز شام غريبان چو گريه آغازم/به مويه هاي غريبانه قصه پردازم
   به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زار/كه از جهان ره و رسم سفر براندازم
   اين پست اختصاص دارد به آلبوم "به ياد درويش خان" كه تك نوازي سه تار محمدرضا لطفي است،به همراهي تنبك ناصر فرهنگ فر و همچنين شامل تصنيف "ز من نگارم" با صداي نصرالله ناصح پور كه در ادامه ميتوانيد آن را دانلود كنيد و نيز آوازهايي با صداي گرم لطفي.
   محمد رضا لطفي در مورد آلبوم "به ياد درويش خان"ميگويد:
   "اگرچه چنين بازساري هايي در دوران پس از انقلاب بدليل شرايط و وضع موجود دشوار بود اما توانستم با بازسازي "به ياد دريش خان" و "طاهرزاده" شرايط نوي را براي احياي دوباره موسيقي در فرم هاي ايراني ايجاد كنم،"به ياد درويش خان" حاصل هشت سال تلاش و زحمت بر روي سه تار بود كه براي اولين بار اين شيوه به شكلي گسترده مطرح ميشد،در اين بازسازي سعي شده تا شكل و شيوه كار درويش خان،كه گرايش مسلط دوران قاجار بود ،به گوش مردمي برسد كه تا آن موقع اين امكان هنوز بدين گستردگي فراهم نشده بود."
   قسمت اول آلبوم "به ياد درويش خان" با زمان حدود 28دقيقه،در دستگاه ماهور است. آلبوم با پيش درآمدماهور،ساخته درويش خان آغاز ميشود،پس از آن لطفي يكي از زيباترين و فني ترين اجراهاي چهارمضراب ماهور ساخته درويش را ارائه ميكند،بعد نوبت به تصنيف "ز من نگارم"از تصانيف ساخته درويش ميرسد،اين تصنيف با صداي خوانندگان متعددي اجرا شده،از قمرالملوك گرفته و استاد شجريان تا عليرضا افتخاري و...،در آلبوم "به ياد درويش خان"اين تصنيف را با صداي نصرالله ناصح پور ميشويم،صداي ناصح پور، صدايي است كه تمام فكر و ذهن شنونده را به دوران قاجار معطوف ميكند و حال و هواي او را به كلي عوض كند،جنس صداي ناصح پور براي اجراي اين تصنيف،يكي از بهترين جنس هاست كه بخوبي فضاي موسيقي دوران قاجار را تداعي ميكند،در مورد تصنيف "ز من نگارم"با يك سرچ ساده در اينترنت اصلاعات زيادي ميتوان بدست آورد،مثلاً اينكه اين تصنيف اولين بار در اركستري در گراند هتل در سال 1303 بوسيله حسين طاهرزاده خوانده شده و پس از آن قمرالملوك هم آن را اجرا كرده است.
   در وبلاگ يك پزشك،مطلب جالبي در مورد اين تصنيف و خود درويش خان خواندم كه نقل ميكنم،يك پزشك مينويسد:محتوای انتقادی تصنیف "ز من نگارم" قابل توجه است و برای فهم آن باید شرایط اجتماعی و سیاسی ایران را در زمان سرایش و اجرای این تصنیف درزمان نهضت مشروطیت مرور کرد.
   هنگامیکه نهضت مشروطیت آغاز میشود . درویش خان نیزهمراه با مجاهدین آن دوران همگام شده و تصنیفهای میهنی می‌سازد و در اجتماعات مشروطه خواهان شرکت می‌جوید.سید حسین طاهر زاده خوانندۀ معروف آن دوران نیز به انجمن اخوت در منزل ظهیرالدوله به فیض دیدار درویش خان نائل میشود و پس از آن باهم همسفر می شوند كه در نهايت سفرشان به لندن می‌رسد.
   این مسافرت در زمان استبداد صغیر دورۀ سلطنت محمد شاه قاجار بود. در این سفر مجاهدین مشروطه خواه در رشت بودند که به خواهش آنها درویش خان همراه با گروه کوچک خود سه شب هم در آن شهر کنسرت میدهد. همراهان در سفر اوّل حبیب الله شهردار ،سید حسین طاهر زاده ،رضا قلی خان ،حسین خان هنگ آفرین، باقر خان رامشگر و اسدالله خان.
   در سفر دوم درویش خان به تفلیس میرود. این گروه به تشویق ایرانیانی که در تفلیس بودند کنسرتی را دادند که بسیار جالب توجّه بود. امّا اساساً هدف از این سفرها ضبط صفحه بوده است که بار اول به دعوت کمپانیhis masters voice و بار دوّم را کمپانی داوید اُف پر کرد که به برلین برای چاپ فرستاده شد.و تعدادی از آنها به تهران رسید ولی بقیّه به علت پیش آمدن جنگ جهانی اول (۱۹۱۸ – ۱۹۱۴ ) از بین رفت.
   آن طور که در یکی از ویژه‌نامه‌های برنامه آوای ایرانی در شبکه چهار شنیدم ، تصنیف "زمن نگارم هم" یکی از تصانیف اجرا شده در کنسرت تفلیس بوده که نیمه دوم آن به جهت بار سیاسی اجرا نشده است. (البته اگر اشتباه نکنم)"
   بعد از تصنيف "ز من نگارم"،رنگ شهر آشوب از رديف ميرزا عبدالله پايان دهنده قسمت اول آلبوم است.و اما قسمت دوم،در دفترچه آلبوم در مورد قسمت دوم از زبان لطفي ميخوانيم:
   "يك روز صبح حدود ساعت ده به استوديو بل زنگ زدم و با آقاي ايرج حقيقي حال و احوال كرده و پرسيدم كه آيا ميتوانم به استوديو آمده و سازي خصوصي براي خودم ضبط كنم،ايشان موافقت كردند،من هم كه شور خاصي داشتم و غم سنگيني هم مرا احاطه كرده بود به آن جا رفتم،در يك لحظه ميل عجيبي به آواز پيدا كردم،چرا كه نغمه سازم به تنهايي پاسخگوي شور دروني من نبود،آبدارچي استوديو را صدا زدم و از او خواستم به خيابان تخت طاووس برود و ديوان حافظي بخرد،فالي زدم و چنين آمد:
به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زار...
   چراغ هاي استوديو خاموش بود و سه تار حاج طاهر محزون من نيز نمي‌توانست پاسخ گوي اندوه بزرگ من باشد،اما چون دوستي مهربان مرا همراهي كرد.
   از دست دادن تعدادي از شاگردان و دوستان هم دوره‌ايم كه از سال پنجاه شب و روزهاي زيادي را باهم گذرانده بوديم،روح مرا به سوي سرگرداني و نااميدي و حرمان ميكشانيد.اما اين نغمه هاي دردآور، كه تاريخ كشورم ايران را،با انگشتانم مي‌نواخت مرا گاه به اوج وگاه به حضيض مي‌برد و به صلح  و آرامش دعوت ميكرد...
   ...بداهه نوازي به همراه شعر حافظ شكلي را جان بخشيد كه مدت ها به فراموشي سپرده شده بود،اين فرم نوازندگي فرم خواندگرهاي خراساني بود كه همراه نواختن مي‌خواندند،راوياني همچون تروورها و تروبادورها كه قصه هاي تاريخي را همراه با موسيقي و در شعر هايشان براي مردم بازگو ميكردند..."
   بخش دوم آلبوم "به ياد درويش خان" در مايه هاي شور است و از بداهه نوازي بر اساس گوشه هاي: درآمد،سبك،شهناز،قرچه،رضوي،حسيني تشكيل شده است،لطفي در اين بخش،به خواندن اشعاري از حافظ همراه با سازش ميپردازد كه شيريني و گيرايي اثر را دوچندان ميكند،بخصوص كه اشعار هم بسيار سنگين و غمگين هستند.

شعر تصنيف "ز من نگارم" از ملك الشعراي بهار:
ز من نگارم خبر ندارد
به حال زارم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد
كجا رود دل كه دلبرش نيست
كجا پرد مرغ كه پر ندارد
امان از اين عشق فغان از اين عشق
كه غير خون جگر ندارد
همه سياهي همه تباهي(جدايي)
مگر شب ما سحر ندارد
امان از اين عشق فغان از اين عشق
كه غير خون جگر ندارد
همه سياهي همه تباهي
مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر محال ديگر
كه آه و زاري اثر ندارد
جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگر ندارد
زهر دو سر بر سرش بکوبند
کسی که تیغ دو سر ندارد
   دانلود تصنيف "زمن نگارم" با صداي نصرالله ناصح پور،سه تار محمد رضا لطفي و تنبك ناصر فرهنگ فر.

اشعار حافظ:
ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود/وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر/آري شود وليك به خون جگر شود
خواهم شدن به ميكده گريان و دادخواه/كز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر كرانه تير دعا كرده ام روان/باشد كز آن ميانه يكي كارگر شود
اي جان حديث ما بر دلدار بازگو/ليكن چنان مگو كه صبا را خبر شود
و
نماز شام غريبان چو گريه آغازم/به مويه هاي غريبانه قصه پردازم
به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زار/كه از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از ديار حبيبم نه از بلاد غريب/مهيمنا به رفيقان خود رسان بازم
خداي را مددي اي رفيق ره تا من/به كوي ميكده ديگر علم برافرازم

   آلبوم "به ياد درويش خان" از انتشارات آواي شيدا با قيمت 3500تومان در دسترس ميباشد.البته بعيد نيست گران شده باشد.


به ياد درويش خان

چشمه نوش

   كنسرت جادوگر و اركستر،پاريس:
   دوبار است كه وينمپ نسخه سۀ اين ابوطياره كه بشدت به لحاظ سيستم صوتي مشكل دارد و دهن ما را محتاج تعميرگاه كرده،چشمه نوش را از سر تا ته پخش كرده و من همچنان به صفحه آفيس وورد خيره شده‌ام.هنوز كله‌ام منگ آن دوسيب، و پرتقال-نعناعيست كه دمساز دمي پيشترم بود.من متعجب توان اين نشانگر ووردم.الان دوساعتست كه درجا،بپر بپر ميكند و هنوز خطي از خستگي بر چهره‌اش نقش نبسته.من كه شاهد اين تلاشش هستم به نفس نفس افتاده‌ام.تازه هنوز شليك استارت نواخته نشده...اين سه نقطه قبل از "اين" قبلي،نشانه بيست دقيقه ديگر دو درجا بود.بالاخره گويا آن پرچم شطرنجي به پايين آمده و حركت آغاز شده است،نشان به اين نشان كه پنج خطي تايپ شده و اين جاي شكر دارد.به نظرم نام اين آلبوم اگر اقيانوس نوش يا كهكشان راه شيري نوش بود بهتر حق مطلب ادا ميشد.چشمه نوش جام لب به لب همدلي دو پيل مرد دلداده است كه حيرت انگيزانه دل ميربايد.لطفي بزرگ را در چشمه نوش نوازنده تار و سه تار و دف و تنبك و گيتار و كمانچه و ويولن و ويولنسل و پيانو و ترومپت و فلوت و سنج و كيبورد و خلاصه هر سازي كه ميشناسيد ميبينيد.من نميدانم چه حس عظيمي تير ماه هفتاد و دو روح لطفي را درنورديده كه اين چنين هر زخمه‌اش مرهمیست بر دل تمام زخمهاي تاريخ.واقعاً معجزه است كه پاريس هنوز پابرجاست.من همه آرزوهايم را كه جمع زدم رسيدم به اينكه آرزو دارم ده سال توي منهتن نيويورك زندگي كنم و بعدش تا آخر عمر را در پاريس بگزرانم و البته كه در كنار معشوقه و بدون قيد مزخرف ازدواج.چيز گزافيست؟چشمه نوش را كه گوش ميدهي خيس ميشوي.ميشوي دلقك پنجاه ساله كتاب "عقايد يك دلقك".چشمه نوش را كه گوش ميدهي،احساس ميكني لخت و ولنگار در جوي آب خوابيده‌اي.خوابي كه براي عمقش پيرهنت را هم نفروخته‌اي تا شراب فرداعلاء بخري،چون چشمه نوش گوش ميدهي و خودش از هزار شراب و خنياك و شامپاين مستي انگيز تراست،مستي بالقوه وجودت را بالفعل ميكند و تو آن آبكي جام الست را كه در وجودت وِلست،ميبيني كه مشغول جوشش است.به حرف جادوگر فكر ميكنم و ميبينم كه الحق لپ كلام را فرموده است،چشمه نوش به راستي يك ساعت و اندي فينال كشتي المپيك است،عجب نفسي.فرض كنيد روي يك صندلي در سالن سفيد رنگ بسيار وسيعي نشسته ايد.به ديدتان چند بعد ديگر اضافه كنيد.چشمه نوش را مكعبي چند صد وجهي معلق فرض كنيد كه به سمت شما نزديك ميشود و شما با تمام وجود متوجه آن هستيد.فراز و فرودهاي چشمه نوش مثل اينست كه همينطور كه اين مكعب به شما نزديك ميشود،حالت چرخش  وضعي حول هزاران محور متقارن كننده را هم دارد.شما پلك نميزنيد و اندكي هم سرتان گيج است،چشمه نوش به آرامي به سمت شما مي‌آيد و هربار كه به خود ميآييد وجه ديگري را ميبينيد كه به شما نزديك ميشود،اگر همينطوري هندسه تحليلي ميخواندم به يقين آن ده زشت،در تارك نحس كارنامه بد يمن پيش دانشگاهي نميدرخشيد.عرق كردم بس كه كلمات قلمبه سلمبه رديف كردم،فردوسي مرحوم كلمات قلمبه سلمبه افاضه مينمود،ما هم تارك را كه معناي دقيقش را نميدانيم كلمه قلمبه سلمبه ميدانيم،سلمبه با ث است يا س؟!.وقتي چشمه نوش گوش ميدهم در كنار معشوق ده سال توي نيويورك هستم و باقي عمر را در پاريس ميگزرانم و البته كه بدون قيد مزخرف ازدواج.چشمه نوش در ژانر حماسي هم مطرحست.و اين حماسه علاوه بر جادوگر و اركستر مديون مجيد خلج هم هست.علي رغم بسيار بي سر و صدا بود مجيد خلج در ايران،مجموعه كارهاي در دسترس ايشان گواه تسلط بي حدشان بر تنبك شور آفرين و خوش سليقگي بي اندازه‌شان در نوازندگيست.در سراسر چشمه نوش،تنبك نوازي حماسي مجيد خلج ابعاد كار را دو چندان كرده است.مطمئنم ترك پنج-چهار مضراب-بدون تنبك نوازي خلج اينقدر به دلم نمينشست كه بخواهم بارها و بارها،آخر شب و اول صبح گوشش كنم.سخن از چشمه نوش بسيار است و حوصله كم،از اساتيد گران محمد رضا شجریان،محمد رضا لطفی و مجید خلج مچكرم كه روح ما را برآوردگاه شكوه خورشيد مينوي نه تنها در بعد موسيقي كه در سراسر تار و پود زندگي نموده است و خطاب به استاد از صميم قلب ميگويم كه من بعنوان مردمي از مردم ايران زمين،خاك راه را سرمه چشمم ميكنم.
   متن داخل جلد نوار که در سی‌دي نيست:
   گزينش دستگاه راست پنجگاه در اين نوار از آنجاست كه آفتاب گوهر نهادافروز اين دستگاه در آستانه خاموشي و فراموشي است كه از ديدگاه اين خوشه چين نواي ايرانزمين براي هنرمندان اين روزگار گناهيست نابخشودني،زيرا:راست پنجگاه گوياترين زبان شكوه مينوي موسيقي ايرانزمين است كه هنوز هم زنده ترين نشان و گوياترين گواه برتر منشي و آئين بزرگي گذشتگان اين آب و خاك مردم خدا پرور است.آرمان من اين بود كه به توان دست و پنجه و نهاد پژوهشگر هنرمندي چون لطفي كه در هر تكنوازي بر آوردگار يك گروه نوازي بزرگ ميگردد بانگي نواز اين پيام مينوي به آسمان نهاد مهرورزان اين راه درآيد.پيداست با اين گوي و ميدان چه بايد كرد.خاك راه مردم ايران،محمد رضا شجريان.
   شعرها:
-حافظ:
روشن از پرتوي رويت نظري نيست كه نيست/منت خاك درت بر بصري نيست كه نيست/ناظر روي تو صاحب نظرانند آري/سر گيسوي تو در هيچ سري نيست كه نيست/اشك غماز من ار سرخ برآمد چه عجب/خجل از كردۀ خود پرده دري نيست كه نيست/از حياي لب شيرين تو اي چشمۀ نوش/غرق آب و عرق اكنون شكري نيست كه نيست/تا به دامن ننشيند ز نسيمش گردي/سيل خيز از نظرم رهگذري نيست كه نيست/تا دم از شام سر زلف تو هرجا نزنند/با صبا گفت و شنيدم سحري نيست كه نيست/من از اين طالع سرگشته به رنجم ور ني/بهره‌مند از سركويت دگري نيست كه نيست/شير در باديۀ عشق تو روباه شود/آه از اين را كه در وي خطري نيست كه نيست/مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز/ورنه در مجلس رندان خبري نيست كه نيست/آب چشمم كه بر او منت خاك در توست/زير صد منت او خاك دري نيست كه نيست/از وجودم قدري نام و نشان هست كه هست/ورنه از ضعف در آن جا اثري نيست كه نيست/غير از اين نكته كه حافظ زتو ناخشنود است/در سراپاي وجودت هنري نيست كه نيست.
-باباطاهر:
دلي ديرم كه بهبودش نمي‌بو/نصيحت مي‌كرم سودش نمي‌بو
به يادش مي‌دهم،نش مي‌بره ياد/در آتش مي‌نهم دودش نمي‌بو
الاله روزگاراتم تئي يار/بنفشه روزگاراتم تئي يار
بنفشه جوكناران هفته‌اي يي/اميد روزگاراتم تئي يار.
-تصنيف قديمي رفتم در ميخانه(تنظيم:محمد حيدري):
رفتم در ميخانه،خوردم دو سه پيمانه/من مستم و ديوانه،ما را كه برد خانه/دلبر عزيز،شوخ با تميز،برخيز و بريز/زان مي كه جوان سازد،عشقم به تو پردازد/تو اگر عشوه بر خسرو پرويز كني/همچو فرهاد روم از عقب كوه كني/تو مگر،ماه نكوروياني/تو مگر،شاه پري روياني.
-تصنيف داغ دل،حافظ(تنظيم:محمد علي كياني نژاد):
ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ايم/همراز عشق و هم‌نفس جام باده‌ايم/بر ما بسي كمان ملامت كشيده‌اند/تا كار خود به ابروي جانان نهاده‌ايم/چون لاله مي مبين و قدح در ميان كار/اين داغ بين كه بر دل خونين نهاده‌ايم.
   ترك بندي سي‌دي:
۱-پيش درآمد راست.
۲-چهارمضراب راست.
۳-ساز و آواز(غزل حافظ):جمله اول و دوم راست-پروانه-نغمه-جمله دوم نغمه با تحرير بوسليك وسپهر-پنجگاه و سپهر سلمك-چهرمضراب سلمك-دشتستاني-فرود پروانه-عراق و فرود نوا-گردانيه-رهاب.
۴-تصنيف قديمي نوا(رفتم در ميخانه).
۵-آواز و چهار مضراب:
آواز نهفت-چهرمضراب نهفت-نهفت و فرود در نوا-نهفت با برگشت به گوشه راست-جامه دران-بيات راجه-فرود بيات اصفهان.
۶-قطعه ضربي تار:جامه دران.
۷-ساز و آواز:در فرودهاي بيات اصفهان.
۸-قطعه ضربي نغمه اصفهان (تصنيف سرخوشان)-فرود به گوشه راست.
   کاست هزار تومان و سی دی هم سه هزار و پانصد.چشمه نوش به روایت شجریانی‌ها.

وطنم ایران

   سوز صدای خواننده ای جوان چون معتمدی در آواز دشتی و نوای ساز استادی چون لطفی و آهنگسازی بی نظیرش و گروه نوازی بسیار هماهنگ و زیبای گروه جوان و مستعدی چون همنوازان شیداست که میتواند آدمی را ولو برای چند دقیقه از تمام مشغله های فکری آزاد کند و حال و هوای انسان را دگرگون کند.
   دوباره سلام با این مقدمه میریم سراغ معرفی یه اثر بسیار زیبا به اسم (وطنم ایران).
   این آلبوم به سبک کلاسیک کار شده یعنی اول پیش درآمد اجرا میشه بعد از اون تکنوازی سه تار /چهارمضراب/آواز و تصنیف. که در این چند ساله از این دست کارها کمتر ارائه شده.
   خواننده ی این آلبوم آقای محمد معتمدی است که با اینکه اولین کار رسمیش بوده خیلی عالی اجرا کرده و تونسته استادی چون لطفی رو راضی کنه چه برسه به ما . در ضمن در این آلبوم استاد به جز تار و سه تار از کمانچه هم برای همراهی آواز استفاده کرده که انصافاً خیلی تووووووووپ از آب دراومده.
   گروه هم یک گروه کاملاً جوونه که استاد از سال ۸۵ اونو دوباره بازسازی کرده و به جز آقای فرخ مظهری که قبلاً در گروه شیدا بوده بقیه ی اعضا رو خودش از بین جوونا انتخاب کرده.
انتخاب اشعار این اثر به حق یکی از دلایلیه که کار رو به نحو زیادی متمایز کرده . استفاده از شاعران کلاسیک و معاصر به صورت توأمان و آهنگسازی منحصر به فرد استاد کار رو خیلی جالب و در عین حال حرفه ای کرده.
   آلبوم از مؤسسه ی آوای شیداست که سی دیش ۳۵۰۰تومان و کاستش هم ۱۰۰۰تومن عرضه شده.
   در آخر هم قسمتی از متنی که استاد درباره ی معتمدی نوشته رو میخونید و بعد معرفی اعضا و اشعار متن آلبوم.
    { صدای معتمدی بسیار گرم و تن صدایش از فرکانس مطبوعی برخوردار است. تحریرها و وسعت صدا و گرایش او به شیوه ی ادیب و تاج .به خصوص عدم تقلید از هنرمند گرامی شجریان- که امروزه همه بدان معتاد هستند- میتواند سبب توفیق بیشتر او شود. معتمدی در خارج و بعضی از فستیوالها کارهایی به اجرا درآورده اما نه در حد متعالی چرا که حد خواننده همواره در کنار تکنوازان و سرپرستان و آهنگسازان باتجربه مشخص میشود  در کار وطنم ایران او تلاش کرده تا با شخصیت صوتی مستقل خود بخواند که موفق بوده. این خوانندگان جوان از یک سو احتیاج به حمایت مخاطب دارند و از سوی دیگر باید ممارست بیشتری در کنار موسیقی دانان باتجربه داشته باشند. متأسفانه خوانندگان پس از کسب شهرت دیگر شاگردی و یادگیری را رها میکنند و همین موجب سقوط آنها میشود. امید است معتمدی در آینده در دام کم کاری آموزشی نیفتد.}
اعضای گروه همنوازان شیدا:
فرخ مظهری: تار ابریشم
حمید سکوتی: سه تار ابریشم
حمید خبازی: تار
پویان بیگلر: تار
مازیار شاهی: تار
آریا محافظ: سنتور
هادی آذرپیرا: عود
روزبه اسدیان: کمانچه
آرش کامور: کمانچه
فرهاد زالی: نی
هوشمند عبادی: نی
احمد مستنبط: تنبک
شهریار فامیل نظری: دف
عیسی شکری: دایره
خواننده: محمد معتمدی
آهنگساز و سرپرست گروه: محمد رضا لطفی
تکنواز تار سه تار و کمانچه: محمد رضا لطفی
آواز دشتی:
۱_ پیش درآمد
۲_ تکنوازی سه تار
۳_ چهار مضراب
۴_ ساز و آواز (غزل حافظ)
جز آستان توام در جهان پناهی نسیت/سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست/عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم/ که تیغ من به جز از ناله ای و آهی نیست/غلام نرگس جماش آن سهی سروم/ که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست
۵_ ضربی اوج(غزل مولانا)
خوش خرامان میروی ای جان جان بی من مرو/ ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو/دیگرانت عشق میخوانند و من سلطان عشق / ای تو بالاتر ز وهم این و آن بی من مرو/من عاشق دیوانه ام دیوانه ام دیوانه ام دیوانه ام
۶_ ساز و آواز (ادامه ی غزل حافظ)
زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر/ بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست/چرا زکوی خرابات روی برتابم/ کز این بهم به جهان هیچ رسم و راهی نیست/عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن/ که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست/خزینه ی دل حافظ به زلف و خال مده / که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست
۷_ وطنم ایران(شعر تصنیف: محمد رضا لطفی)
- در دلم باز نشستی / تو که پیمانه شکستی/ زخزان بیخبر هستی/ تو که آیینه شکستی/ همه شب ناله ی چنگی تو کمانی و خدنگی / شب مارا تو پناهی/ تو امید دل مایی/ با منی ای دل شیدا/ با منی ای دل رسوا/ سینه ام آتش فردا / بسته ی زلف چلیپا / بی تو آتشکده ی ما/ سرد و خاموش چو دریا/ همره من تو بمان/بسترعشق جهان/ عطر یاس و سمنی/ گلرخ عشق منی/ ای وطن خاک شهان/ جام جم در تو نهان/ تو بمان سرو بلند/ آذرآباد سهند/ نروی از نظرم/ نام ایران ز سرم/ خاک تو پیرهنم / تویی ایران وطنم
۸_ ساز و آواز(بابا طاهر)
خداوندا به فریاد دلم رس/ کس بی کس تویی مو مانده بی کس
همه گویند طاهر کس نداره/ خدا یاره مویه چه حاجت کس
دلی دیرم که بهبودش نمیبو / نصیحت میکرم سودش نمیبو
به بادش میزنم نش میبره باد/ بر آتش میزنم دودش نمیبو
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم/ به دریا بنگرم دریا ته بینم
به هرجا بنگرم کوه و در دشت / نشان از قامت رعنا ته بینم
نمیدونم دلم دیوونه ی کیست / کجا میگردد و در خونه ی کیست
نمیدونم دل سرگشته ی مو / اسیر نرگس مستونه ی کیست
نسیمی کز بن آن کاکل آیو/ مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالش را در آغوش/ سحر از بسترم بوی گل آیو
۹_ تصنیف مژده(هوشنگ ابتهاج)
مژده بده مژده بده یار پسندید مرا/ سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا/جان و دل و دیده منم گریه ی خندیده منم/ یار پسندیده منم یار پسندید مرا/چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او /باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا/پرتو بی پیرهنم  جان رها کرده تنم/ تا نشوم سایه ی او باز نبینید مرا/کعبه منم قبله سوی من آرید نماز/ کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا
۱۰_ رنگ